تبليغاتX
ناگفته ها

آیت‌الله وحید خراسانی: خوشا به حال مردم پاراچنار...

جمعی از طلاب پاكستانی حوزه علمیه قم، قبل از نماز ظهر امروز((1387/12/1 با «حضرت آیت‌الله وحید خراسانی» از مراجع تقليد دیدار و گزارشی را از اوضاع کنونی منطقه پاراچنار ارائه كردند.

 به گزارش خبرنگار ابنا، در ابتداي اين ديدار «حجت‌الاسلام سید علی حسیني‌» (فرزند رهبر شهید شیعیان پاکستان علامه سید عارف‌حسین حسینی) ضمن تشریح اوضاع پاراچنار و شرارت های جدید سلفیون تکفیری علیه شیعیان منطقه اظهار داشت: «پس از مدتي آرامش، دشمنان بار دیگر می‌کوشند جنگ را در این منطقه از سر گیرند؛ لذا راه‌ها مجددا بسته شده و مشکلات مردم که برای مدتی کاهش یافته بود بار دیگر تشدید شده است».

وي با اشاره به شهادت روز گذشته‌ي شش نفر از شیعیان پاراچنار توسط تروریست‌های ناشناس افزود: «اگرچه همه گروه‌های طالبان و القاعده از همه مناطق ایالت سرحد و همچنین از کشورهای دیگر به این منطقه هجوم آورده و شیعیان 600 تن از عزیزان خود را در این درگیری های دو ساله از دست داده‌اند، اما شیعیان با وجود محاصره و تحریم تسلیحاتی توانستند شجاعانه از خودشان دفاع کنندم.

 نماينده طلاب پاراچنار اضافه كرد: «اكنون رؤیای تسلط طالبان بر شیعیان منطقه پاراچنار به کابوسی وحشتناک برای همه مهاجمین تبدیل شده است و در درون مناطق شیعه‌نشین پاراچنار و اطراف آن، امنیت وجود دارد؛ در حالی که همه مناطق ایالت سرحد اینک تحت سیطره طالبان و القاعده است».

 حضرت آیت‌الله وحید خراساني نيز پس از استماع گزارش حاکی از اوضاع کلی پاراچنار، با اشاره به "آیه 10 سوره مباركه زمر" فرمودند: «شهادت، پاداش ذات الهیه برای اهل صبر است. خداوند كه می‌فرماید "و کل شيء عنده بمقدار"، و "بحسبان"، به اینجا که می‌رسد عنایات الهیه را به جایی می‌رساند که می فرماید: "خداوند اجر اهل صبر را بی‌حساب توفیر می‌فرماید"».

 این مرجع تقلید آنگاه با اشاره به انواع صبر اظهار داشت: «صبر وقتی در امر دین باشد و بر مذهب و حق و در راه حق باشد اجرش بی‌حساب خواهد بود».

 ایت الله وحید در بيان مقام امام حسين(ع) فرمودند: «حدیثي صحیح‌السند وجود دارد كه همه ملائک و انبیاء ـ از جمله ابراهیم خلیل و موسای کلیم علیهما السلام ـ از خداوند اذن می‌طلبند و به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند. در اين حال، این مصائبی که بر شیعیان وارد می شود به خاطر این است که آنها از پیروان امام حسین علیه السلام هستند».

 آيت‌الله وحید خطاب به طلاب پاراچناری اظهار داشتند: «قلب عالم امکان، امام زمان است. منظومه آفرینش به دور او می‌گردد و او در جریان همه این وقایع و حوادث قرار می‌گیرد و تمام عالم، مرأی و منظر امام زمان است. سلام مرا به مردم پاراچنار برسانید و بگوييد زجر و شكنجه شهدای شما گذشت اما آنها در آغوش پیامبر (ص) قرار گرفتند؛ نام آنها در زیر نام علی اکبر علیه السلام نوشته شد؛ چراكه: "لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِين ـ هيچ تشنگى و رنج و گرسنگيى در راه خدا به آنان نمى‏رسد و در هيچ مكانى كه كافران را به خشم مى‏آورد قدم نمى‏گذارند و از دشمنى غنيمتى به دست نمى‏آورند مگر اينكه به سبب آن عمل صالحى براى آنان [در كارنامه‏شان] نوشته مى‏شود زيرا خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند"».

 این استاد عالي حوزه علمیه با اشاره به آیاتی از قرآن اظهار داشتند: «در روز قیامت حتی از انبیاء و مرسلین نیز سؤال خواهد شد. زلزله روز قیامت، عذابی بزرگ است ؛ اما همین که بی‌بی دو عالم پیراهن امام حسین علیه السلام را بر سر انداخته و وارد محشر می‌شود اوضاع تغییر می‌کند. سیدالشهداء در روز عاشورا همه آن مصائب را تحمل کردند و آن روز گذشت، اما در مقابل، در روز قیامت همه با حسرت به مقام و عظمت او می‌نگرند. خوشا به حال مردم پاراچنار، كه سعادتی بالاتر از این نمی‌توان یافت».

 آیت الله وحید اضافه كردند: «اینهایی که کشته شده جرمشان فقط این بود که یا اباعبدالله گفتند و یا حسین مي‌گفتند. لذا همه اولیاء خداوند و امامان معصوم علیهم السلام به استقبال روح اینها می‌آیند. از سوی دیگر این ظلم و این ستم حساب دارد، کار عالم روی حساب است و خداوند همه چیز با دقیق و حساب‌شده در جای خود قرار داده است؛ "الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ـ [همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم، بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند". به بازماندگان شهداء بگویید که هرگاه به یاد شهیدانشان می‌افتند "انا لله و انا اليه راجعون" بخوانند و آن خدایی که جمیع خلایق را آفریده بر آنها درود و سلام می فرستد».

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 1:10  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

حضرت آیت الله العظمی صافی صبح روز دوشنبه 2/10/87 تعدادی از مبلغین حوزه که به مناسبت آغاز ماه محرم به مناطق محروم اعزام می‌شوند را به حضور پذیرفتند.

معظم له در این دیدار با انتقاد شدید نسبت به پیدایش فرق باطله از جمله عرفان‌های کاذب فرمودند: متأسفانه در خود حوزه نیز چنین دروسی وجود دارد. در این دروس اگر مدرس هم فرد سالمی باشد، طرح این مسائل، مسأله‌ساز است.

ایشان به بعضی از برنامه‌های فرقه‌های احمدیه در پاکستان و افغانستان اشاره کردند و ادامه دادند: بسیاری از علما – چه شیعه و چه سنی- در آن زمان این فرقه را تکفیر کردند و مرحوم کاشف الغطاء در رد این فرقه و فرق باطله‌ی دیگر رساله‌هایی نوشتند.

معظم له به مطالب این رساله‌ها اشاره کردند و فرمودند: بنده بسیاری از این مطالعات را 70 سال پیش و در دوران جوانی و نوجوانی انجام داده‌ام و لازم است که طلاب جوان امروزه مطالعات وسیعی داشته باشند و با همه این فتنه‌ها آشنا و آگاه باشند.

این مرجع تقلید با ابراز نگرانی از تبلیغات فرق باطله بیان داشتند: این وضعیت و خطراتی که وجود دارد برای ما تکلیف ایجاد می‌کند؛ نمی‌شود که در خانه بنشینیم و کاری نکنیم؛ باید وارد شویم و از احادیث محمد و آل محمد استفاده کنیم و معارف اهل بیت را ترویج کنیم.

ایشان با محکوم کردن جنایت‌های انجام شده در فلسطین و غزه، پاراچنار را مظلوم‌تر از غزه دانستند و افزودند: محاصره پاراچنار بدتر از غزه است و در آنجا ابتدا دست شیعیان، بعد پا و سرشان را می‌برّند. و این همه جنایت انجام می‌دهند و از هیچ کس صدایی بلند نمی‌شود؛ این چه دنیا و چه جامعه بین الملل و چه قانونی است؟

معظم له ادامه دادند: این برنامه‌ها مسئولیت ما را زیادتر می‌کند و باید آگاه باشیم و بیشتر تلاش کنیم؛ ما آنچنان که باید وظایف را انجام نمی‌دهیم و پیش خداوند متعال و امام زمان باید پاسخگو باشیم.

حضرت آیت الله العظمی صافی خطاب به طلاب و روحانیونی که جهت تبلیغ امر دین به مناطق دور‌افتاده می‌روند، فرمودند: شما نوکر امام زمانید  و خدمت به دین و امام زمان می‌کنید. چه تشویقی بالاتر از اینکه عنایت امام زمان بالای سر شماست. من کیستم که بخواهم شما را تشویق و ترغیب کنم؟

معظم له مَثَل تلاش این افراد را مَثَل جهاد فی سبیل الله دانستند و افزودند: کار شما کاری بزرگ است و باید آنهایی که در میدان نیستند و به وظیفه‌ی دینی خود عمل نمی‌کنند، فکر خودشان را بکنند و جواب پس بدهند.

ایشان کنترل جمعیت را تهدیدی برای آینده تشیع دانسته و فرمودند: همین برنامه‌های تقلیل اولاد، برنامه‌ی دقیقی است که می‌خواهند در مراکزی که شیعه در اکثریت است، شیعه را از اکثریت بیاندازند و یا در بعضی از کشورهای اسلامی قبطیان را در اکثریت نسبت به مسلمانان قرار دهند.

معظم له بی‌تفاوتی نسبت به این برنامه‌ها را نکوهش کردند و بیان داشتند: نباید علما، روحانیت و مراجع نسبت به این برنامه‌ها بی‌تفاوت و خانه‌نشین باشند و بگویند که اطلاع نداریم. باید کمال اهتمام را داشته باشیم و تشویق کنیم.

ایشان با ذکر این نکته که اگر کسی می‌خواهد آقا امام زمان را خوشحال کند باید در این مسیر گام بردارد، افزودند: کاش من با شما بودم و کفش شما را جفت می‌کردم. این نگه داشتن مواضع لازم و ضروری است و در هرجا که باشیم فرق نمی‌کند باید فعال باشیم و به کمک شیعیان برویم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 12:17  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

چرا شيعيان، نمازهاي پنجگانه را در سه نوبت مي خوانند؟

پاسخ: نخست به منظور روشن شدن بحث، شايسته مي دانيم ديدگاه فقها را در اين زمينه يادآور شويم:

1 ـ همه گروههاي اسلامي در اين مسأله اتفاق نظر دارند که در «عرفه» مي توان هر دو نماز ظهر و عصر را در وقت ظهر، با هم و بدون فاصله ادا نمود، و در «مزدلفه» نيز جايز است نماز مغرب و عشا را در وقت عشا بجا آوريم.

2 ـ حنفي ها مي گويند: جمع بين نماز ظهر و عصر در يک وقت، و نماز مغرب و عشا در يک وقت، تنها در همان دو مورد «عرفه» و «مزدلفه» جايز است و در ساير موارد، نبايد صورت پذيرد.

3 ـ حنبلي ها، مالکي ها و شافعيها مي گويند: جمع بين نماز ظهر و عصر و يا جمع ميان نماز مغرب و عشا در يک وقت خاص، علاوه بر دو مورد ياد شده، در حال سفر نيز، جايز است. برخي از اين گروه ها، با هم خواندن دو نماز را، در موارد اضطراري; مانند زماني که باران ببارد و يا نمازگزار بيمار يا در هراس از دشمن باشد، جايز مي دانند. [1] .

4 ـ شيعه بر آن است که هر يک از نمازهاي ظهر و عصر و نمازهاي مغرب و عشا، يک «وقت خاص» دارند و يک «وقت مشترک»:

الف ـ وقت خاص نماز ظهر، از آغاز ظهر شرعي (وقت زوال) است تا مقدار زماني که چهار رکعت نماز خوانده مي شود، در اين مدّت محدود، تنها نماز ظهر را مي توان بجا آورد.

ب ـ وقت خاصّ نماز عصر، زماني است که از آن لحظه تا وقت غروب، تنها به اندازه مدّت خواندن نماز عصر، فرصت باشد.

ج ـ وقت مشترک بين دو نماز ظهر و عصر، از انتهاي وقت خاص نماز ظهر، تا ابتداي وقت خاص نماز عصر است.

سخن شيعه آن است که در تمام اين وقت مشترک، مي توانيم نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله بخوانيم، ولي اهل تسنّن معتقدند: از اوّل ظهر شرعي (وقت زوال) تا آنگاه که سايه هر چيز، به اندازه خود آن چيز، گردد، به نماز ظهر اختصاص دارد و نبايد نماز عصر، در اين مدّت خوانده شود، و از آن پس تا موقع مغرب، به نماز عصر اختصاص دارد و نمي توان نماز ظهر را در آن وقت بجا آورد.

د ـ وقت خاصّ نماز مغرب، از آغاز مغرب شرعي است تا مقدار زماني که سه رکعت نماز خوانده شود و در اين مدت محدود، تنها نماز مغرب را مي توان ادا نمود.

هـ ـ وقت خاصّ نماز عشا، زماني است که از آن لحظه تا نيمه شب شرعي، تنها به اندازه خواندن نماز عشا فرصت باشد. در اين مدت کوتاه، تنها نماز عشا را مي توانيم بجا آوريم.

و ـ وقت مشترک بين دو نماز مغرب و عشا، از انتهاي وقت خاص نماز مغرب تا ابتداي وقت خاص نماز عشا ادامه دارد.

شيعه معتقد است: در طول اين مدّت مشترک، مي توانيم نماز مغرب و عشا را با هم و بدون فاصله بخوانيم، ولي اهل سنّت مي گويند: از اوّل غروب تا هنگام زوال شفق از مغرب، به نماز مغرب اختصاص دارد و نبايد نماز عشا در اين مدت خوانده شود. و از هنگام زوال شفق از مغرب تا نيمه شب شرعي، به نماز عشا اختصاص دارد و نمي توان نماز مغرب را در آن وقت بجا آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 21:55  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

پاسخ‌هاي شيخ حسين انصاريان به شبهات سريال حضرت يوسف (علیه السلام)

مركز علمي و تحقيقاتي دارالعرفان الشيعي در پي پخش قسمت اخير سريال حضرت يوسف، سوالاتي را درباره برخي شبهات و ابهامات سريال يوسف از حجه الاسلام و المسلمين انصاريان نموده كه به دليل اهميت موضوع متن پاسخ استاد انصاريان درباره سوالات مرتبط با عصمت انبيا در ادامه مي آيد.

به گزارش اين پايگاه اطلاع رساني استاد انصاريان درباره شبهاتي كه نسبت به عصمت انبيا و حضرت يوسف كه بر خواسته از برخي قسمت هاي سريال يوسف پيامبر است نوشته اند: اينجانب حسين انصاريان كه به توفيق الهي موفق به ترجمه قرآن مجيد و ترجمه نهج‌البلاغه و ترجمه صحيفه سجاديه و تأليف 60 جلد كتاب شده‌ام و اكنون مشغول به تدريس تفسير در حوزه علميه قم هستم و نزديك به پنجاه سال است با كتاب‌هاي اصيل مذهبي و منابع عامه و خاصه از تفاسير و كتب‌ حديث دائماً در ارتباط مي‌باشم، با توجه به پايان آية 24 سورة يوسف، كه حضرت حق يوسف را از گروه مخلصين (به فتح لام) يعني انساني كه از هر جهت دور از دسترس شياطين و وسواس خناسان است معرفي فرموده لازم دانستم به بخشي از فيلم حضرت يوسف كه شب شنبه 1/9/87 پخش شد تذكراتي داشته باشم، اميد است با چاپ اين نوشتار اذهان بسياري از تماشاگران به ويژه مردم مؤمن كشور اسلامي از آنچه از اين قسمت فيلم گرفته است پاك شوم.

 من كمتر موفق به تماشاي فيلم‌هاي سيماي جمهوري اسلامي مي‌شوم، ولي به صورت اتفاقي اين قسمت از فيلم را كه ديدم ضمن تأسف و تأثر فراوان لازم دانستم از باب خيرخواهي به اين تذكرات توجه دهم. بر اساس عقيده شيعه كه مستقيماً از قرآن و روايات گرفته شده همه انبياء و امامان از خطا و اشتباه مصون هستند تكرار اين دو كلمه، يعني خطا و اشتباه كه در اين فيلم دائماً حضرت يوسف به خود نسبت مي‌داد خلاف صريح قرآن انجام گرفته و در حالي كه در زمينه عصمت انبيا از خطا و اشتباه سيد مرتضي اعلي ا... مقامه كه از اعاظم دانشمندان است و ديگران تأليفات گرانبهايي بر اساس دلايل قرآني و براهين روايتي دارند متأسفانه نزديك به چند دقيقه سريال نشان مي‌داد كه يوسف كه در قسمت گذشته او را به مبعوث شدن به پيامبري نشان ‌داد به خاطر اين كه به ساقي شاه گفت: «به شاه بگو فردي بيگناه در زندان است و در مقام آزادي او باشد» با گريه و زاري چند بار اعلام به خطا و اشتباه و گناه كرد و دامن نبوت را آلوده به گناه و خطا نشان داد اين معنا با جمله آخر آيه 24 سوره يوسف ابداً مطابقت ندارد، و دست آويزي براي مخالفان بر ضد عقايد صحيح و پاك شيعه است.
ثانياً نشان مي‌داد كه جبرئيل به يوسف نازل شد و گفت: «اكنون كه مشكل خود را به غير گفتي اراده خدا بر اين تعلق گرفت كه به جاي يك سال زندان هفت سال ديگر در زندان بماني». آيا در اين زمينه جريمه جرم بر فرض اين كه جرم باشد، مناسب با جرم است و اين بخش از فيلم حضرت حق را ظالم و غير عادل معرفي نكرده است؟! و بايد به اين نكته توجه داشت كه موضوع هفت سال در كتابهايي كه نقل شده به دلايل مختلف از اعتبار ساقط است. و اين نقل ضعيف است.

ثالثاً انسان اجتماعي آفريده شده و همه نسبت به امور زندگي نياز به يكديگر دارند. آيا به زنداني آزاد شده اگر انسان مشكل خود را بگويد اين جرم است؟ چه دليلي در حوزه عقل و شرع بر جرم بودن اين كار وجود دارد، اما مسأله ترك اولي در انبيا كه يوسف در اين مقام بر اساس دقت علمي مرتكب آن نيز نشده است، غير از گناه و معصيت است. مجدداً تأكيد مي‌نمايم كه انبيا داراي مقام عصمت و از خطا و اشتباه طبق قرآن مصون هستند. آيا مشاوران بزرگوار مذهبي فيلم به حقايق قرآن و روايات توجه نداشتند؟ يا داشتند ولي از اين قمست فيلم غافل بودند.

اميد است كارگردانان سيماي جمهوري اسلامي در فيلم‌ها و سريال‌هاي آينده دقت بيشتري به خرج دهد تا حريم حرمت انبيا و عصمت آن برگزيدگان و امامان معصوم محفوظ بماند.

برگرفته از سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 12:6  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

شمه از زندگانی مامون ملعون

تولد مامون

در دوره ي اسلامي شطرنج در دربار خلفا، خاصه خلفاي عباسي رواج زيادي پيدا كرد. ابتدا در زمان دومين خليفه ي عباسي، ابو جعفر منصور و بعد از منصور در سال 158 ق پسرش المهدي و بعد از او باروي كار آمدن هارون پنجمين خليفه عباسي در سال 170 ق شطرنج گسترش چشمگيري پيدا كرد، به طوري كه در عهد وي براي استادان شطرنج مقرري هم معلوم كرده بودند. زندگاني شخصي وي نيز خالي از شطرنج نبود(1) چنان كه بازي او با همسرش زبيده، مادر امين، و همبستري او با كنيز مطبخي و به وجود آمدن مامون اين مطلب را تائيد مي كند.

صاحب منتخب التواريخ مي نويسد :

يك روز مامون، زبيده ، مادر امين را ديد كه لبهايش تكان مي خورد و چيزي  مي گويد.

مامون گفت : اي مادر، آيا مرا نفرين مي كني چون پسرت محمد امين را كشته ام؟

گفت : نه به خدا قسم.

گفت : پس چه مي گفتي؟

گفت : مرا معذور بدار.

مامون اصرار كرد.

زبيده گفت: با خود متذكر اين مطلب بودم كه يك روز من با پدرت هارون الرشيد مشغول بازي شطرنج بوديم به شرط اين كه هر كس در بازي غالب شود، طرف مقابل بايد به خواسته ي او عمل كند. اتفاقا پدرت غالب شد و از من خواست در پيش او عريان راه بروم، و من هم ناچار به اطاعت شدم ، ولي عصباني و خشمگين بودم. با همان شرط، در خواست تجديد بازي را نمودم و اين دفعه من  غالب شدم. به پدرت گفتم : بايد هم اكنون بروی در مطبخ و با      « مراجل» كه قبيح ترين و بد شكل ترين كنيزان است، در آميزي ! پدرت هر چه اصرار و التماس كرد كه او را از اين كار معاف دارم قبول نکردم و حتي حاضر شد خراج يك ساله ي
.................................................

(1)- راز شطرنج ص 21

 مصر را تماما به من بدهد ولي من نپذيرفتم و در خواسته ي خود پا فشاري كردم. ناچار پدرت با آن كنيز همبستر شد و نطفه ي تو منعقد شد ، پس در واقع خودم سبب براي قتل پسرم بوده ام.(1)

بد نیست در اینجا روایتی از آقا امام رضا u درباره ی شطرنج بیاوریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 23:55  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

امام رضاu و تربيت فرزند

تربيت عبارت است از شكوفا سازى استعدادها و جهت دهى آن به سوى كمال مطلوب. تربيت ضرورى‏ترين نياز انسان در زندگى است. انسان بدون تربيت صحيح ره به جايى نمى‏برد، نه از باغ زندگى خويش ميوه شيرين‏مى‏چيند و نه كام انسانهاى ديگر را از ثمرات درخت وجود خود شيرين مى‏كند;و بالاتر آنكه نه به درك معناى انسانيت نايل مى‏آيد و نه به فتح قله‏هاى‏رفيع انسانيت دست مى‏يازد. بدين جهت تربيت عاليترين هدف پيامبران و اساسى‏ترين‏پيام كتب و اولين و ضرورى‏ترين وظيفه والدين است. ضرورت و اهميت تربيت،والدين را بر آن مى‏دارد كه به اين مسووليت‏بزرگ ارجى دو چندان نهند; براى‏ايفاى درست آن خود را به صلاح و آگاهى از روش و فنون تربيت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربيان موفق در انجام دادن اين وظيفه مهم بكوشند. بى‏شك معصومان : موفق‏ترين مربيان و سيره قولى و عملى آنهامطمئن‏ترين الگو براى والدين در امر ظريف و پرپيچ و خم تربيت است. اين‏مقاله بر آن است تا نكاتى از سيره تربيتى امام رضاu در تربيت فرزند رايادآورى كند و گامى، هر چند ناچيز، در ترويج معارف اهل‏بيت‏بردارد. سيره تربيتى امام رضا u ، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دورى از كانون‏خانواده و نيز تك فرزندى چنانكه برخى از بزرگان قايلند بسيار قابل‏توجه است; چرا كه تربيت فرزند يگانه آن هم از راه دور شيوه‏اى خاص مى‏طلبد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 23:54  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر ائمه ی هدی : وارثان حقیقی پیامبر عظیم الشأن و نگاهبانان مکتب انسان ساز اسلام.

مجموعه ای که در اختیار دارید پیرامون زندگانی امام رضا u است که در زمینه ی مناظرات امام رضا u با ادیان می باشد و شمه ای کوتاه از زندگانی مامون ملعون از بدو تولد تا به درک واصل شدنش.

و در این کتاب ما بیست روایت از امام رضا u آورده ایم که به سه زبان می باشد: فارسی، عربی و انگلیسی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 23:52  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

خاطره ای از مسیح الله رحمانی

ما طبق معمول دهمان، هر روز هنگام غروب آفتاب از خانه ها خارج و در سر کوچه ها با یکدیگر به صحبت مشغول می شدیم، به همین قرار یک روز هنگامی که خورشید اشعه کمرنگ طلایی خود را داشت از دشت و صحرا جمع می کرد و لاشه خسته خود را به زحمت می خواست در پشت کوههای واقع در غرب آبادیمان پنهان نماید، از صحرای دور مسافری دیدیم که با شتاب به سمت ده در حرکت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 0:23  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

 

جوان و موسيقي به بازار مي‌آيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:21  توسط میرزا مهدی آقابابایی   | 

جوان و موسيقي به بازار مي‌آيد

 

پنجمين جلد از مجموعه پانزده جلدي «جوان و زندگي برتر» با عنوان «جوان و موسيقي» نوشته مهدي آقابابايي و محسن دهقاني به زودي منتشر مي‌شود./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين كتاب با هدف پاسخ‌گويي به نيازهاي جوانان در برخورد با انواع موسيقي و كاربردهاي گوناگون آن تدوين شده تا ديدگاه‌هاي متفاوت درباره اين موضوع را به صورت منسجم بيان كند.

تأليف اين اثر با نظرگرفتن نياز جوانان و مساله برخورد جامعه با مقوله موسيقي انجام شده‌است.
اين نوشتار در 10 بخش به موضوعاتي چون؛ تاريخچه موسيقي، مفهوم‌شناسي موسيقي، اقسام موسيقي، مباني فلسفي موسيقي، موسيقي از منظر هنر، جريان شادي و مراحل آن اختصاص يافته‌است.
 انواع موسيقي از لحاظ كاربردي، ديدگاه‌هاي مختلف درباره موسيقي، آواز در ديدگاه‌هاي ديني، فراديني، علوم تجربي، هنري و ديدگاه‌هاي علمي موسيقي از ديگر موضوعات اين اثرند.

اين كتاب را انتشارات شهاب‌الدين(اصفهان)، در 240 صفحه، قطع پالتويي،‌ شمارگان 1000 نسخه و بهاي 17000 ريال در آينده‌اي نزديك روانه بازار نشر مي‌كند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 1:15  توسط میرزا مهدی آقابابایی   |